عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
41
كشف الحقايق ( فارسى )
و يكى بتفصيل تا سخن دراز نشود و از مقصد باز نمانيم . فصل بدانكه مرتبه ذات بصفات و صورت جامعه مخصوصست و مرتبه وجه باسماء و صورت متفرقه مخصوصست و مرتبه نفس به بىاسمى و بىصفتى و بىصورتى مخصوصست از جهت آنكه صفات مظهر ذات است و اسامى سمت مسماست يعنى صفات او قابليت و استعداد ذاتست و اسامى معرف مسمى يعنى هر چيز را بكمال مىرساند و كمال هر چيز آن باشد كه هر چه در وى بالقوه موجود باشد بالفعل موجود شود پس هرچه در چيزى بالقوه موجودست صفاتست و هرچه بالفعل موجودست اسامى است پس صفات در مرتبه ذات باشند و اسامى در مرتبه وجه . چنين مىدانم كه تمام فهم نكردى روشنتر بگويم : فصل بدانكه اهل وحدت مىگويند كه بدايت و اول هر چيز ذات آن چيزست و نهايت و آخر هر چيز وجه آن چيزست و امتداد و انبساط وجود در اين مراتب نفس آن چيزست و صفات و صورت جامعه در بدايت است و اسامى و صورت متفرقه در نهايتست و اين سخن ترا جز به مثالى معلوم نشود : بدانكه حبه و بيضه و نطفه در مرتبه ذاتند زيرا كه هرچه امكان مىدارد كه در ايشان ظاهر شود بالفعل در اين مقام جمله در ايشان بالقوه موجودست و اين مرتبه صورت جامعه دارد زيرا كه جمله در وى جمعست و صفات در اين مرتبه است و چون بيضه و حبه و نطفه بتدريج بكمال خود رسند در مرتبه وجهند زيرا كه هرچه امكان مىداشت كه بالفعل در ايشان ظاهر شود در اين مقام جمله درين موجودست و اين مرتبه صورت متفرقه دارد از جهت آنكه هر يك از يكديگر جدا گشتند و اسامى در اين مرتبه است و امتداد و انبساط وجود در اين مراتب نفس است . فصل چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدان كه اهل وحدت خداى را